اخبار

اخبار جامع کشوری و بین مللی

برنامه سری آمریکا برای تجزیه عراق به سه کشور

گلوبال ریسرچ در گزارشی به قلم
مایکل چاسودوفسکی به نقشه‌های آمریکا برای تجزیه خاورمیانه پرداخته است. دکتر مایکل چاسودوفسکی استاد اقتصاد
دانشگاه اوتاوا و از تحلیلگران بنام مسائل سیاسی و بین المللی، در تحلیلی در سایت
گلوبال ریسرچ درباره اهداف آمریکا از حمایت غیرمستقیم از تروریست ها در عراق نوشته
است:
آمریکا در عراق اهداف بلندمدتتر از تضعیف یا سرنگونی
دولت نوری المالکی، در سر دارد و آن تجزیه این کشور به سه حکومت مستقل است.


بانوان ودفاع مقدس

 



در شماره گذشته، به بیان نقش زنان در صدر اسلام پرداختیم و


پس از آن فعالیت زنان در پشت جبهه، در ایام دفاع مقدس را بیان


نمودیم. اینک در پی آنیم تا به بررسی حضور زنان در خط مقدم و نقش


 اساسی آن ها در حفظ آثار و ارزش های دفاع مقدس، پس از جنگ


بپردازیم؛



2ـ حضور زنان در میدان نبرد و خط مقدم



در حماسه 45 روزه مقاومت خرمشهر، زنان نقش بسزایی ایفا


کردند. آن ها در واقع میدان دار اصلی این فعالیت سخت و جانفرسا


بودند. با کم شدن تعداد مردان، زنان بار امدادگری و رسیدگی به


مجروحین را به دوش گرفتند. فعالیت های آنان عبارت بودند از


پرستاری و انتقال مجروحین به بیمارستان، نظافت محیط بیمارستان،


شناسایی شهدا، حفر زمین برای تدفین آنان و حتی نگهبانی از اجساد


مطهرشان در قبرستان خرمشهر. در اینجا بود که زنان حتی سلاح


برداشتند و دوشادوش مردان جنگیدند.





الف ـ پرستاری و امداد رسانی به مجروحین





یکی از خواهرانی که خود در حماسه مقاومت خرمشهر حضور


داشته است، می گوید: «در آن روزها خواهران دو دسته بودند، عده


ای برای مهمات رسانی تعیین و تعدادی هم برای امدادگری راهی


بیمارستان شدند. ما به بیمارستان رفتیم. پشت سر هم مجروح می


آوردند. دست و پاها و بدن های پاره پاره، که در پتو و حصیر پیچیده


شده بودند. اوائل جرأت نمی کردیم به آن ها دست بزنیم؛ ولی کم کم


عادت کردیم. خواهران هر کار نیاز بود، می کردند، از تخلیه


مجروحین و پرستاری تا کار در آشپزخانه و نگهبانی از بیمارستان.


امکانات بسیار کم و مختصر بود. مجبور بودیم سِرُم ها را به میخ


آویزان کنیم، روز به روز وضع بدتر می شد… آب و برق نبود و آب


از شط می آوردیم و یا شستشو را کنار شط انجام می دادیم. این باعث


شد که آب، عده ای از خواهران را تا وسط شط ببرد… که تعدادی از


آن ها غرق شدند…»1





«جنگ شروع شده بود که به اتفاق چند نفر از خواهران پرستار


 داوطلبانه به مریوان رفتیم. یک روز خواهری را برای عمل آوردند که


 دستش سفید سفید شده بود. حالت غش و بیهوشی داشت و از ضعف


مفرط رنج می برد. ما بلافاصله به مداوای او مشغول شدیم. بعد که


حالش بهتر شد، و از وضعش پرس و جو کردیم، فهمیدیم این خواهر


 اهل شمال است. چندی پیش که عملیات شروع شده، نیمه شب به منطقه


 رسیده و اظهار داشته که می خواهم در یک مرکز درمانی در کنار


 پرستاران کار کنم. او به مدت 72 ساعت، بی آنکه چیزی بخورد، در


 اتاق عمل پنس ها را می شسته و دسته بندی می کرده است. از بس که


 دستش داخل آب بوده، خون به دستش نرسیده و دست کاملاً سفید شده


بود. این خواهر شمالی پس از بهبودی، مجدداً در منطقه ماند و به


صورت تجربی به پرستاری مجروحین جنگی پرداخت.»2





حضور زنان در نقش پرستار و پزشک در بیمارستان های صحرایی و


 پشت جبهه بسیار پررنگ بود و ما در اینجا تنها به چند نمونه کوتاه


اشاره کردیم.



ب ـ شرکت مستقیم در عملیات ها


خواهر جانباز، آمنه وهاب زاده چنین می گوید: «روز دهم جنگ،


 همراه سیصد نفر از خواهران به جبهه اعزام شدیم. وقتی به ماهشهر


 رسیدیم، بعضی همانجا ماندند و من همراه بقیه راهی خط مقدم شدم. آن


 زمان خط مقدم خرمشهر و آبادان بود. این مدت همراه دکتر چمران


 بودیم و چون ایشان و همسر گرامیشان قبلاً به ما آموزش چریکی داده


بودند، حتی قرار شده بود همراهشان به لبنان هم برویم. خرمشهر که


 سقوط کرد، ما تا پشت کشتارگاه عقب کشیدیم و در بیمارستان ولی


عصر (عج) مستقر شدیم. چون خرمشهر خالی از سکنه شده بود، از


 ما نیز خواستند تا شهر را ترک کنیم. ما جزء آخرین نفراتی بودیم که


از خرمشهر خارج می شدیم. بعدها در عملیات ثامن الائمه و بیت


المقدس شرکت کردم. در والفجر یک شیمیایی شدم… هفت بار مجروح


 شدم. پای چپم ترکش خورده و تا به حال سه بار عمل شده و احتمالاً


آخر هم قطع خواهد شد…»3



برادر جانباز، ایران خواه، چنین می گوید: «خانم فاطمه نواب صفوی،


 نوه شهید نواب صفوی، به عنوان دیده بان به طرف بهمن شیر رفته


 بود. او با اطلاعات مؤثر و مفیدی که از موقعیت دشمن می داد، در


 موفقیت عملیات نقش تعیین کننده ای را ایفا کرد. در آخرین دیدار او را


 در حالی دیدم که پیکر شهیدی را با خود حمل می کرد. معلوم شد که


از


 یک عملیات موفق چریکی بازمی گردد.»


خواهر نوشین نجار نیز ادامه می دهد: «کوکتل مولوتوف درست می


کردیم. گونی ها را پر از شن می کردیم و در نقاط حساس خرمشهر می


 چیدیم. شب ها روی پشت بام مسجد جامع با اسلحه ام ـ یک نگهبانی


می دادیم و هر چند ساعت یکبار پست خودمان را عوض می کردیم.»


5



«در جریان خرمشهر تعدادی از خواهران واقعاً رشادتشان خیلی بیش


 از مردها بود. خواهر شهناز حاجی شاه، از نظر اخلاق، شجاعت


ایثار و تقوا و طهارت الگوی ما بود. مردانه می جنگید. با وجود شدت


درگیری ها در این چند روز، کسی تار مویی از ایشان ندید و کلامی به


جز سلام نشنید. وقتی برای استراحت به عقب برمی گشتیم، او به


 سرعت مشغول آماده کردن غذا می شد.



شهناز حاجی شاه، سرانجام به آرزویش رسید و جلو مقرّ همیشگی اش


مکتب قرآن، زمانی که آمده بود برای سنگرها غذا ببرد، همراه یکی از


 دوستانش شهناز محمدی، بر اثر اصابت ترکش خمپاره دشمن، به


 


شهادت رسید و از برادرش حسین حاجی شاه که دوّم آبان 59 به این


فوز نائل شد، سبقت گرفت.»6



زهره حسینی، دختری پانزده ساله بود، که در هفته اول جنگ پدر


شهیدش را با دست خود دفن کرد و یازدهم مهر 59 نیز بدن قطعه


قطعه شده برادرش علی را که در مدرسه به شهادت رسیده بود، دفن


کرد.



مادر شهیدان شهناز، حسین و محسن حاجی شاه، برای آنکه پیکر


دخترش به دست مزدوران دشمن نیفتد، خود برای او قبر کند و او را


 دفن نمود.



خانم بدیعی نوعروس پانزده ساله بود. تنها چهل روز از ازدواجش می


 گذشت، وقتی جنازه شوهرش را آوردند، خودش او را کفن کرد؛ با


دستان خودش، با دست هایی که هر کسی آن را ندارد 7… .



ج ـ عکاسی و خبرنگاری جنگ



خانم خدامرادی یکی از خبرنگارانی است که در طول جنگ عکس


هایی به یادماندنی تهیه کرده است. وی در این مورد می گوید: «اوایل


انقلاب ویزیتور روزنامه اطلاعات بودم. بعد از مدتی خبرنگار شدم


. اواخر شهریور 59، وقتی عراق به زادگاهم کرمانشاه حمله هوایی


کرد، جهت تهیه عکس و گزارش به سمت کرمانشاه رفتم… بمباران


مدرسه پسرانه ای را به خاک و خون کشیده بود….»8



د ـ اسارت در جنگ



فاطمه ناهیدی آن روزها دختری بیست و چهار ساله بود که پس از


فارغ التحصیلی در رشته مامایی، با سفر به مناطق محروم، می کوشید


تا در این عرصه آن چه می تواند، انجام دهد. در یکی از همین سفرها،


در شهر بم، خبر جنگ را شنید و عازم جبهه شد. خیلی زود نام او در


سیاهه اولین کسان و اولین زنانی که به اسارت عراق درآمدند، ثبت شد


.9 او و هم بندانش، معصومه آبادی 17 ساله، مریم بهرامی و حلیمه


آزموده، 40 ماه در اسارت به سر بردند. در دوران اسارت 17 روز


 تمام اعتصاب غذا کردند تا آنان را از زندان سیاسی الرشید به اردوگاه


های مخصوص اسرا ببرند. برادران اسیر هم باورشان نمی شد که آنان


بتوانند تحمل کنند. سرمشق اسرا بودند؛ با حجابشان، کلامشان و


استقامتشان.



3ـ نقش زنان در حفظ آثار و ارزش های دفاع مقدس پس از جنگ


زنان و به خصوص مادران، همسران، خواهران و دختران شهدا،


جانبازان و اسرا، نقش به سزایی در ترویج ارزش ها و فرهنگ


روزهای آتش و خون دارند. انتشار نامه های خانواده رزمندگان در آن


روزها، سخنرانی ها، مراسم یادبود و… همگی در بزرگداشت یاد آن


روزها اثرگذار می باشند. کتاب «نامه های فهیمه» که پس از فوت وی


چاپ شد، یکی از هزاران نمونه ای است که موجب تشجیع و آسودگی


خیال مردان از ناحیه زنان می شد. در قسمتی از این نامه ها می


 خوانیم:



«… سلام مرا از این راه دور بپذیر؛ سلامی که از سینه ای برمی


خیزد که دوری تو آن را سخت تنگ کرده. سلامی که از قلب مصیبت


دیده ام بیرون می آید و بر قلب مصیبت دیده ات می نشیند؛ ولی بدان که


 امام صادق (علیه السلام) فرموده است: «اگر مؤمن پاداشی را که


برای مصیبت ها دارد، بداند، آرزو می کند که او را با مقارض ها تکه


تکه کنند…».



«غلامرضا! خیلی دلمان برایت تنگ شده، ولی چه کنیم که اسلام را


بیشتر و بیشتر از تو دوست داریم. چه کنیم که ما حسین (علیه السلام)


را بیشتر از تو دوست داریم. چه کنیم که عشق حسین (علیه السلام)


قبل از عشق تو در وجودمان نقش بسته است؛ چرا که اول چیزی که در


 ابتدای زندگی مان چشیدیم، تربت پاک حسین (علیه السلام) بود… .»



گذشته از این، زنان در عرصه هنر و ادبیات نیز نقش آفرین بوده اند.


 اشعار مرحومه سپیده کاشانی در سرودن حماسه رزم آوران از این


گونه است:



ای شهر خرمشهر ای خاک گُهر خیز ای سینه پر آذرت از غصه لبریز



سوی تو مرغان مهاجر باز آیند بر آشیان سبز در پرواز آیند


با من بخوان شعر ظفر ای بندر سبز شب سر شد و آمد سحر ای بندر


سبز



دیگران نیز همچون طاهره صفار زاده، سیمین دخت وحیدی، مهری


حسینی و… در سرودن حماسه ها نقش به سزا داشته اند. مثنوی


«کربلا در کربلا» از خانم مهری حسینی یکی از این نمونه هاست که


داستان زندگی سرلشگر شهید مهدی زین الدین را به تصویر می کشد:



ای خدای جاودان لم یزل! شرح مردان جا نگیرد در غزل



جای آرام و سکون، توفان بکار تا بگویم از عزیزی بی قرار



تا ببویم اندکی با مثنوی عطر عشق پاکِ مردی معنوی



داده بودی همسرت را این خبر بر نخواهی گشت هرگز از سفر



تا نپوشی جامه ای از جنس نور برنداری دست از شوق حضور



در زمینه ادبیات داستانی نیز بانوانی چون خانم راضیه تجّار، سمیرا


اصلان پور، زهرا زواریان، مریم صباغ زاده، ایرانی، طاهره ایبد


، مهری ماهوتی، بلقیس سلیمانی، حبیبه جعفریان و حتی زنان جوانی که


 در هشت سال دفاع مقدس یا به دنیا نیامده بودند و یا کودکی بیش نبوده


 اند، اکنون سراینده و نویسنده آن روزهایند، که خون، اثری در فرهنگ


 مردم می گذارد که هیچ چیزی نمی تواند جای آن را بگیرد. مؤسسه


روایت فتح، یکی از مؤسساتی است که با قلم نوقلمانی چون فرزانه


مردی (کتاب شهید حسن باقری)، مریم برادران (کتاب شهید همت)،


فاطمه غفاری، نفیسه ثبات و دیگر نویسندگان و شاعران جوان، دری را


 گشوده است که هرگز بسته نخواهد شد. و این فرهنگ آرمان شهری


است که تا کَسی با عشق وارد آن نشود، درکی از آن نخواهد داشت.



راهی است راه عشق که هیچش کناره نیست آنجا جز آن که جان


 بسپارند چاره نیست



انقلاب یک تصویر

در نگاه اول برداشت ما از این تصویر، شاید پخش برگه های تبلیغات یک پیتزا فروشی باشد. شاید تعجب آور باشد که بدانیم این شخص یک استاد دانشگاه ست. که روزگاری سفیر ایران در فیلیپین بوده و همچنین ریاست اداره سازمان های بین المللی وزارت خارجه را بر عهده داشته.
اما این -در اینجا- مهم نیست،حتی اینکه او اولین کسی است که توافق نامه ژنو را به زبان فارسی ترجمه کرد و باعث شد همگان بدانند که واقعا چه اتفاقی افتاده است هم در اینجا مهم نیست.
 این شخص پیشتاز ترین منتقد توافقنامه های هسته ای ایران در یک سال گذشته بوده است. راستش را بخواهید این هم -اینجا- مهم نیست.
مهمترین نکته این است که این-تنها- تصویر یک انقلابی نیست بلکه انقلاب یک تصویر است. به تصویر کشیدن یک انقلابی که به جای نشستن پشت میز، به کف خیابان آمده و خود، مکتوب حرفهایش را بین مردم تقسیم می کند و این، خود، به تنهایی، یک انقلاب ایجاد می کند.
این عکس مردی را به تصویر می کشد که همین هفته دادگاهش است، به جرم نقد.
او یک انقلابی تمام عیار است. گفتم … نه به خاطر منتقد بودنش…بل به این خاطر که تریبونش خیابان است. درست کف خیابان.

این تصویر خاطره انقلابیون بزرگ قرن بیستم را، که در سراسر جهان، به جای خزیدن پشت میزها، شال و کلاه پوشیدند و پا به پای مردم به خیابان ها ریختند، زنده می کند. کافی بود این تصویر متعلق به موافقین توافقنامه ژنو باشد، آنگاه، اگر عکس روی جلد تایمز نمی شد، حداقل میلیون ها بار در سراسر جهان انتشار می یافت.
هر جنبشی- اگر می خواهد فراگیر شود- راهی ندارد جز اینکه به خیابانها بازگردد. والا یا مردابی خواهد شد که اولین قربانی اش خودش خواهد بود یا هم پس از چندی به آرامی به آغوش لیبرالیسم خواهد خزید.
 جریان شبهه روشنفکری ایران، ذاتا، قابلیت آمدن به خیابانها و ارتباط موثر با بدنه جامعه را ندارد و به خوبی می داند که این نقطه قوت جریان انقلابی است. به همین جهت این جریان برای جمع کردن انقلاب از خیابانها یک اسم رمز دارد:«پوپولیسم».
پوپولیسم، ناسزای مؤدبانه لیبرالیستها، برای جلوگیری از رشد آگاهی های اجتماعی در توده هاست.

توضیح لازم: نامش را ننوشتم چون در این مطلب واقعا مهم نبود…مهم کاری است که او در این لحظه از تاریخ می کند. درود بر سعید زیباکلام به خاطر خلق این لحظه.

 


سخنان آقای موسی احمدی و حساسیت در دوره دولت راستگویان

جناب آقای موسی احمدی، مدیرکل جدید فرهنگ و ارشاد اسلامی استان قزوین در اولین مصاحبه خود بعد از انتصاب به این سمت ، سخنانی را ایراد کرده اند که بخشی از آن مرتبط با حوزه کاری ایشان است و همه ما امیدواریم در زمینه های مرتبط با ارتقای فرهنگ استان، هم، وعده های ایشان عملی شود و هم؛ شخص ایشان توفیق خدمت پیدا کنند بنابراین در این زمینه ها حر ف و حدیثی وجود ندارد اما ایشان در بخشی از صحبت های خود گفته اند


خبرنگار

خبرنگار کسی است که با اتکا به ذوق و استعداد شخصی، پس از گذارنیدن دورهٔ آموزش تخصصی و همچنین با توجه به مسئولیت اجتماعی که این پیشه بر گردن او می‌گذارد، وظیفه بدست‌آوردن، آماده‌کردن، گردآوری و سامان‌دادن اخبار و انتقال آنها را با وسایل ارتباط جمعی (مطبوعات، رادیو، تلویزیون و خبرگزاری) به مخاطبان بر گردن دارد.


راه‌کارها و اقداماتی که می‌تواند منجر به تقویت و افزایش مشارکت عمومی شود چیست؟

 

پرسش:  

راه‌کارها و اقداماتی که می‌تواند منجر به تقویت و افزایش مشارکت عمومی شود چیست؟

پاسخ:

مشارکت سیاسی عبارت است از آن دسته فعالیت‌های ارادی و اختیاری که اعضای یک جامعه انجام می‌دهند تا به وسیله آن در انتخاب حاکمان و سیاستمداران ایفای نقش نموده و به این ترتیب به صورت مستقیم یا غیر مستقیم در سیاست گذاری‌های عمومی مشارکت نمایند.


سید حسین رضوانی به سمت مدیرکل جدید دامپزشکی مازندران منصوب شد

با حکم دکتر خلج معاون وزیر جهادکشاورزی و رئیس سازمان دامپزشکی کشور، سید حسین رضوانی به سمت مدیرکل جدید دامپزشکی مازندران منصوب شد.

رضوانی از رزمندگان وجانباز جنگ بوده و برادر دو شهید و اهل امیرکلای شهرستان بابل است.

سوابق تحصيلي : 
دکترای عمومی دامپزشکی
 
سوابق اجرائی :
مدیر کلی اسبق  اداره کل دامپزشکی مازندران
معاونت فنی اداره کل دامپزشکی مازندران
ریاست اداره طیور اداره کل دامپزشکی مازندران
رئیس اداره آبزیان اداره کل دامپزشکی مازندران
کارشناس اداره طیور

مراسم تودیع مجید مختاری و سید حسن رضوانی، ساعت 10 امروز سه شنبه با حضور رئیس سازمان دامپزشکی کشور، اعضای شورای راهبردی کشاورزی استان، مسئولان استانی و مدیران کل در سالن اجتماعات جهادکشاورزی مازندران برگزار شد.

دکتر مختاری اصالتآ ساروی بوده و به مدت 8 سال سکان دامپزشکی استان را عهده دار بوده است.

جهت دیدن گزارش جلسه تودیع ومعارفه به ادامه مطلب بروید …..


میزان زکات فطره امسال چقدر است+پاسخ ۶ مرجع تقلید

 

حجت‌الاسلام مروی در نشست خبری:
ماه رمضان ۳۰ روزه و سه‌شنبه به احتمال قوی عیدفطر است/ اعزام ۱۵۰ گروه رصدی به نقاط مختلف کشور برای استهلال

میزان زکات فطره امسال طبق نظر اکثر مراجع، برابر با ۵۰۰۰ تومان معادل سه کیلوگرم گندم یا ۱۵ هزار تومان معادل سه کیلوگرم برنج اعلام شده است که خانواده‌ها بر اساس قوت غالب خود آن را پرداخت می‌کنند


کارگاه تخصصی مربیان کانونهای بشر دوستانه ،

دومین دوره ی کارگاه آموزش مربیان بشر دوستانه به همکاری سازمان زندانها و اقدامات تامینی و سازمان جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران از تاریخ 93/5/14 لغایت 93/5/17 با شرکت 6استان ،خوزستان،سیستان وبلوچستان، خراسان رضوی ،کرمانشاه ،تهران و کرج به میزبانی استان تهران برگزار گردید .

لطفا به ادامه مطلب مراجعه فرمایید